تبلیغات
نـگـارنـدۀ مـنـتـظـر - دوستی آتش و پنبه !
 

ـــ»» مجموعه حکایاتی پیرامون امام علی(ع)

ـــ»» آرشیو کامل مطالب...


دوستی آتش و پنبه !

روزی پنبه ، آتش را دید و به او گفت: آتش ، بیا با هم دوست باشیم!
آتش هم که از تنهایی رنج می برد گفت: باشد! من حاضرم!
در ابتدا آن دو از فاصله زیاد با هم صحبت می کردند و با یکدیگر درد و دل می کردند.!
هر روز که می گذشت علاقه آنها به هم بیشتر و بیشتر می شد تا این که یک روز در همان حال که غرق صحبت های دوستانه! بودند ؛ بدون توجه به «لزوم رعایت فاصله» به هم نزدیک شدند و...
.
و این چنین بود سرانجام رابطه دوستانه! این دو «دل داده»! .
.
.
.
با اندکی دقت و تامل بیشتر و نگاهی عاقلانه و نه « هوس مدارانه» هر کسی به خوبی در می یابد که سر انجام روابط به ظاهر سالم و دوستانه ی دختران و پسران پاک دل ، سرانجامی اینچنین خواهد بود ؛ حال هر قدر دم از «سلامت» رابطه و «بی غرض بودن» آن بزنند! تأثیری در این نتیجه نخواهد داشت.

مگر می شود به آتش(شهوت) گفت:« نسوزان» !!
و مگر می شود به پنبه(عفت) گفت:«نسوز» !!

آنجا که حضرت یوسف(علیه السلام) یعنی پیامبر خدا ، به حضرت حق ، پناه می برد و می فرماید:

«وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ» (سوره مبارکه یوسف آیه53)

« من نفس خود را بریء و بی گناه نمی دانم ؛ همانا نفس بسیار امر کننده به زشتی هاست مگر آنکه پروردگارم رحم نماید.»


دیگر من و تو چگونه می توانیم به خود مطمئن باشیم؟!


forum.bidari-andishe.ir

دیدگاه شما ( )


CopyRight © OneHos.Mihanblog.com All Right Reserved