تبلیغات
نـگـارنـدۀ مـنـتـظـر - خانواده ایرانی در محاق زنان غیر ایرانی!
 

ـــ»» مجموعه حکایاتی پیرامون امام علی(ع)

ـــ»» آرشیو کامل مطالب...


خانواده ایرانی در محاق زنان غیر ایرانی!

1.    انقلاب اسلامی برخلاف انتظار جامعه شناسان سکولار، پای زنان را به اجتماع گشود و زمینه برخی تغییرات اجتماعی را برای آنان فراهم نمود. در این دوره به ویژه زنان طبقه مدرن متوسط شهری به خودباوری چشمگیری رسیده اند که تفاوت بنیادین با موقعیت زنان در اغلب جوامع همجوار ایران دارد. رشد  طبقه متوسط جدید شهری با ایجاد تغییر در توقعات این طبقه اثر نیرومندی در جامعه و از جمله در بین زنان این گروه به جای گذاشته است. برای نمونه سطح تحصیلات زنان ایرانی با هیچ یک از زنان کشورهای پیرامون منطقه قابل قیاس نیست در حال حاضر حدود ۶۵ درصد از دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه را زنان تشکیل می دهند، بسیاری از آنان در بازار کار حضور دارند و دیگران برای كشف موقعیتهای مشابه در حال رقابت اند. اما آیا پس از انقلاب اسلامی الگوی روشن و قابل ارائه ای برای ساختن یک خانواده اسلامی ارائه شده است؟

2.    از منظر جامعه شناسی، تغییر شرایط اجتماعی و اقتصادی، موجب تغییر در کارکردهای خانواده خواهد شد؛ به عبارت دیگر با تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی و تغییر در تعاریف بعضی كاركردها و حذف برخی دیگر، ممكن است شاهد مواردی نظیر پذیرش ارضاء نیازهای جنسی خارج از چارچوب خانواده ، كاهش وظایف حمایتی مرد در قبال همسر ،تضعیف كنترل و نظارت خانواده بر فرزندان و نادیده گرفتن تفاوتهای جنسیتی در پذیرش نقشها و ... باشیم . تردیدی نیست که بسیاری از جرم شناسان و جامعه شناسان امروز ما از وضعیت نه چندان به سامان خانواده در روند مدرنیزاسیون و توسعه در ایران نگران اند. نگرانی درباره ی تغییر در الگو و ساختار خانواده های ایرانی به اندازه ایست که حتی مراجع رسمی و دولتی ایران نیز از بیان و اظهار آن پرهیزی ندارند.

بطور مثال پایگاه اطلاع رسانی مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری ایرا به عنوان بالاترین نهاد رسمی مرتبط با امور زنان و خانواده در آغاز اظهار نظر درباره ی وضعیت نابسامان خانواده ها در گیر و دار تغییرات اجتماعی از در خطر افتادن کیان خانواده سخن گفته و ابراز داشته که «شکی نیست که خانواده امروز ایرانی با خانواده متعادلی که باید سنگ بنای یک جامعه سالم باشد، فاصله زیادی دارد . این خانواده ، از یک سو هنوز گرفتار بعضی سنت های غلط گذشته مانند بی عدالتی و ظلم به زنان بوده و از سوی دیگر آموزه های مدرن مانند انکار تفاوت های جنسیتی، اختلاط نقش ها، فرد گرایی و اصالت لذت های دنیایی ، سلامت، ثبات و حتی کیان خانواده را به خطر انداخته و آسیب های جدی اجتماعی به وجود آورده است». از طرفی افزایش آمار طلاق به عنوان اتفاقی رو به تزاید خود یکی از مهمترین شواهد این تحقیق برای اثبات اثر ملموس گسست نسل ها در افزایش طلاق خواهد بود؛ طلاقی که بیش و پیش از آنکه مبدأ سنتی داشته باشد، حاکی از نوعی عدم تمایل دختران جوان برای ادامه ی زندگی مشترک با مردان است.

3.    ارائه چنین دغدغه هایی البته با توجه به وضعیت مطلوب فرهنگی صورت می گیرد نه در نسبت با وضعیت بین المللی؛ کما اینکه در آخرین آمار ارائه شده از یورواستات، تعداد کودکان نامشروع در اروپا در سال 2010 نسبت به بیست سال پیش، دوبرابر شده است. در گزارش اخیر آژانس آمارگیری اتحادیه اروپا (یورو استات)، آمده است: 1/35 درصد نوزادان متولد شده در سال 2008 میلادی خارج از چارچوب ازدواج‌ بوده در حالی که این رقم در سال 1990 میلادی، 4/17 و در سال 1998 میلادی 1/25 درصد بوده است. این امر نشانگر افزایش نرخ تولد نوزادان نامشروع است. به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، بر پایه این گزارش، این رقم یک سوم تولد نوزادان در کشورهای اروپایی را در بر می‌گیرد. اما در ایران چه اتفاقی افتاده است؟ پژوهش های آماری وزارت بهداشت ایران با نمونه گیری تصادفی از دو هزار نفر از نوجوانان و جوانان نتایج بی سابقه ای را در این خصوص نشان می دهد:

جنس     سن            میزان سابقه ی آمیزش جنسی پیش از ازدواج
پسران    زیر 15 سال              6 درصد
دختران    زیر 15 سال              1 درصد
پسران    زیر 18 سال             16/6 درصد
دختران    زیر 18 سال           2/8 درصد

جنس         سن              شرکای جنسی متعدد در یک سال
مردان     15 تا 24 سال              11/2 درصد
زنان       15 تا 24 سال              1/2 درصد

پژوهشگران این اتفاق بی سابقه را مهمترین نتیجه ی حضور در یک سپهر فرهنگی جدید و تحولاتی عمیق در هویت نسل های جدید است. هرچند آمار فوق در نسبت آمار ارائه شده از کشورهای اروپایی چندان به چشم نمی آید لیکن چنانکه می دانیم شیوه ی مواجهه ی غرب با این پدیده نه تنها مواجهه ای از جنس مبارزه با یک بحران اجتماعی نیست که این اتفاق مبتنی بر استراتژی «انقلاب جنسی» نوعی رفتار پیش بینی شده است.

4.    در ایران سالانه حدود یك میلیارد دلار لوازم آرایشی و بهداشتی مصرف می‌شود. در بین عمل‌های جراحی زیبایی جراحی پلاستیك بینی از شیوع نسبتا بالایی برخوردار است كه البته آمار دقیقی از تعداد انجام این عمل در هر سال در دست نیست. در كنار عمل‌های جراحی، استفاده از داروهایی چون بوتاكس نیز بسیار پرطرفدار شده است. روزانه در تهران بین ۳ تا ۴ هزار نفر برای تزریق بوتاكس و رفع چین و چروك‌های پوستی به كلینیك‌های زیبایی مراجعه می‌كنند تا آنجا كه گفته می‌شود در هر سال بالغ بر ۱۸۲ میلیارد تومان برای رفع چین و چروك هزینه می‌شود. ایران در حال حاضر  حائز رتبه اول جراحی پلاستیك در جهان است. اگر رقم ۱۸۲ میلیارد تومانی كه در هر سال در كشور صرف برطرف شدن چین و چروك خانم‌ها و آقایانی بدانیم كه با پیری مقابله می‌كنند، باید گفت كه به‌طور تقریبی در هر سال در كشور هزینه‌ای معادل قیمت فروش ۲ میلیون بشكه نفت به از بین بردن چین و چروك صورت‌هایی اختصاص می‌یابد كه به هر حال روزی پیر خواهند شد. از میان تلاش های مداوم جریان غربگرای زنانه در ایران می توان در یافت كه این جریان ضد دین درصدد است تا در بین زنان شاغل و غیرشاغل، تبلیغ نماید كه آنها بیش از همه چیز باید زیبا و فریبا باشند و بایستی از هر چیزی که زیبایی و طراوت آنها را به خطر می‌اندازد، اجتناب کنند.

5.    شاید کمرنگ شدن تعلقات مذهبی دلیل اصلی نفوذ اضطراب به وجود جوانان باشد. اتفاقی که آنان را برای رهایی از آن، به سمت مقولاتی چون مدگرایی و خودآرایی سوق می دهد. بهره‌مندی از والدینی شایسته كه روابط اعتمادآمیز را به فرد آموخته باشند، سبب روابط اعتمادآمیز و احساس امنیت فرد در بزرگسالی می‏شود و عامل مهم دیگرِ ایجاد احساس امنیت و اعتماد، ایمان مذهبی است. ایمان مذهبی در دایره اضطراب های امروز جوامع در حال توسعه یکی از مهمترین عوامل حفاظتی و احساس امنیت وجودی به شمار میروند. شخصی كه فاقد ایمان و احساس امنیت و اعتماد است، در محیط اجتماعیِ دستخوش تغییرات، به طرزی وسواس‏ گونه، اسیر نگرانی‏های مختلف می‏شود.

6.    بررسی ها نشان می دهد تا کنون از دل گزاره های دستوری اسلام، ساختار روشن و جامعی برای خانواده دینی، اجتهاد نشده است. آنچه در دسترس ما قرار دارد، عمدتا آیات و سیره و احادیث دسته بندی شده درباره حقوق و تکالیف همسران و توصیه های اخلاقی به آنهاست بدون آنکه الگویی منسجم به دست دهد و برای هزاران پرسش امروز زنان و مردان، پاسخی فراهم آورد. از طرفی نهادهای رسمی فرهنگی ما چندان تعهدی به ارائه یك تصویر سالم و متعادل از خانواده اسلامی-ایرانی ندارند. بطور مثال به ندرت در سیمای جمهوری اسلامی سریالی دیده می شود كه فارغ از دعواها و تلخی های شكننده خانوادگی، الگویی مطلوب و در عین حال واقع گرایانه از روابط خانوادگی به مخاطبان معرفی كرده باشد.

این همان مساله ایست كه بدرستی مورد اشاره و تاكید مقام معظم رهبری بوده است. تاآنجا كه حتی معظم له به مسوولان نظام هم توصیه اكید داشتند كه برای خانواده خود وقت و انرژی لازم را صرف كنند و از آنسو در تمدید حكم رئیس سازمان صدا و سیما، توجه به مقوله خانواده را به عنوان یك راهبرد اصلی مورد اشاره قرار دادند. تردیدی نیست كه راه اندازی چندین شبكه حرفه ای ماهواره ای با هدفگیری خانواده های ایرانی از طرف دشمنان دانا و ترویج خواسته و ناخواسته سبك زندگی غیردینی از طرف دوستان نادان، در حال جویدن تار و پود خانواده اصیل ایرانی-اسلامی است. اتفاقی كه با تعارف و مسامحه فراموش نمی شود و دیر یا زود می تواند وضعیت فرهنگی كشور را در مرحله خطرناكی برساند.

به نظر می رسد زیر پوست شهر سیاست زده ما اتفاقات مهمی

در حوزه فرهنگ عمومی رخ می دهد...

.

و در ادامه نظرات جالب برخی از بازدید کنندگان :


حمید :

با سلام
تمام این جملات قلمبه سلمبه(!!!)اشاره دارد به مثل معروف زیر که میفرماید:
"خودم کردم که .... بر خودم باد"
- وقتی که ما به زن سالار بودنمان افتخار میکنیم
- وقتی که ما به آمار 60-70 درصدی دانشجویان دختر افتخار میکنیم
- وقتی که ما به رشد بالای اشتغال دختران و زنان در جامعه افتخار میکنیم
- وقتی که ما به استقلال دختر جوانمان افتخار میکنیم
- وقتی که ما به قدوبالای رعنای دخترانمان در کوچه و خیابان افتخار میکنیم
- وقتی که ما به مهریه هزاران سکه ای دختران جامعه افتخار میکنیم
- وقتی که دختران جامعه ما حیا را خورده اند و پاکی را قی کرده اند
- وقتی که ما به اینترنتی بودن کودکانمان افتخار میکنیم
- وقتی که ما برای حس خودنمایی و خودآرایی دختران جامعه مان احترام!!! قایل میشویم (حتی در برنامه های مذهبی تلویزیون)
- وقتی که آینده موفق دختران را با کامپیوتر،کتاب و... نشان میدهیم در حالی که پسران را بیل به دست یا آچار به دست
- وقتی که ماهواره جای تلویزیون را گرفته
- وقتی که سینما جای کاباره نشسته
- ..............................................
ما باید تاوان این همه اشتباه را پس بدهیم.

+

ایران من :

سلام
اگر ما سه فاکتور :رشد اجتماعی زنان،رشد اجتماعی مردان و رشد دینی و اعتقادی جامعه را با هم مقابسه کنیم متوجه خطایمان میشویم.
رشد اجتماعی زنان بسیار بیشتر از رشد اجتماعی مردان است
رشد اجتماعی زنان بیشتر از رشد دینی و اعتقادی جامعه است
چند سال قبل به زنان ،"ضعیفه" میگفتند اما حالا این واژه هیچ شباهتی با زنان ندارد و بیشتر مناسب مردهاست
زنان جامعه ما چادر،حجاب،عفت و حیا را مانعی در برابر رشد اجتماعی خود میدانند
جامعه ما عملا در باتلاقی فرو میرود که راه برگشت ندارد و تنها امیدمان به منجی(عج) است

+

رجبی (وبلاگ) :

این حرف ها را اگر دیدید درست است لطفا درج کنید ومی خواهم همه بدانند که زنهای شاغل کجا هستند .
این ها حرف های زنی است که بعد از سه سال کلنجار رفتن با خود و جامعه بالاخره شاغل شد والان بعد از تقریبا یک سال دعا دعا میکند تا تاریخ قراردادش تمام شود و به کانون خانواده اش برگردد وآن را گرم تر از همیشه کند ولی با مطالعه و در کنار خدا.
زن های خسته و درمانده که همه سوار بر اتوبوس یا تاکسی یا ماشینهایی که با پول خودشان خریده اند حالا به خانه می روند! پر از فکرو دغدغه !پر از استرس .آنها خسته اند، می روند تا شاید با دیدن فرزندشان خستگی از تن و بدنشان به در رود .پدرهایی کلافه هم به خانه می آیند و بچه هایی که اگر خیلی هم اجتماعی باشند حالا که عصر شده دو تا سه ساعت است منتظر مادران و پدران شان هستند و می خواهند به خانه ای بروند و با مامان و بابا بگویند و بخندند و بازی کنند .اما این طفلان غریب و بی کس که مظلوم ترین موجودات دنیا هستند و ناخواسته به این ورطه افتاده اند خودشان با این جسم وجان ظریف و کوچک تکیه گاه اند .پناه عاطفی پدر و مادری که خسته به آغوش پر لبخند او آمده تا شاید خستگی و کلافگی یک روز پر کار را به دراورد .آری بچه ها پناه مادران و پدران اند نه مادران قوی و بزرگ، پناه پدران و بچه های مظلوم .
خدایا به کجا می رویم ؟؟؟ما دانسته ولی از سر لجبازی و ثابت کردن قدرتمان به مردها در سرازیری سقوطیم .به ته دره ای می رویم که با وجدانمان، آن را حس می کنیم ولی نفس لجبازو یک دنده ما سراب خوشبختی در ته دره می بیند .الهی کمک کن عاقل شویم .کمک کن به جای پول و جسم کمی وکمی به فکرروح بچه هایمان و روح خسته خودمان برسیم .کمک کن کمی و کمی به درد دل پدران خسته ای که مامن و پناهشان ما بودیم ولی حالا زن های خیابان و محل کار شده اند گوش دهیم و طبیب دل خسته شان شویم .

ادامه رجبی :

ما برای چه آمدیم ؟؟
برای چه بزرگ شدیم ؟؟
ما برای چه ازدواج کردیم ؟؟
ما برای چه بچه دار شدیم ؟؟
ما برای چه سر کار رفتیم ؟؟
ما برای چه دنبال پول بیشتر می دویم ولی دنبال خانواده صمیمی تر و پر محبت تر نمی رویم حتی آهسته ؟؟
ما چرا چرا امدیم ؟؟؟
ما چرا دنبال محبت به جامعه رفتیم ؟؟؟
ما چرا دنبال محبت همه جا می رویم الا خانه خدا؟؟؟
ما چرا وقتی خودمان به دنبال توجه به جامعه رفتیم همسرمان را توبیخ می کنیم که دل به زندگی نمی دهد؟؟؟
خدایا کمک کن تا عاقل شویم

و . . .


برگرفته از : وبلاگ کیستی ما (دکتر یامین پور)

دیدگاه شما ( )


CopyRight © OneHos.Mihanblog.com All Right Reserved