تبلیغات
نـگـارنـدۀ مـنـتـظـر - قیامت و عذاب های جهنم و دوزخیان
 

ـــ»» مجموعه حکایاتی پیرامون امام علی(ع)

ـــ»» آرشیو کامل مطالب...


قیامت و عذاب های جهنم و دوزخیان

مطالب زیر برگرفته از کتاب مظالم شهید آیت الله دستغیب می باشد :


قیامت و عذاب های دوزخیان




بسمه تعالی



منقول است ازخاتم انبیاء محمد (صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) كه فرمود : قیامت كه برپا می شود، جهنّم رابه صحرای محشر می كشانند. هزار مهار دارد و هر مهاری به دست یكصد هزار ملائكه غلاظ و شداداست. هنگامی كه آنها كمی مهارهارا می كشند، نعره ای از جهنّم بلند می شود و اطراف خلائق رامی گیرد. مردم همه «وانفسا» و «ربّ نفسی» می گویند، یعنی خدایا به فریادم برس. جز خاتم پیامبران كه می گوید: «ربّ امّتی» یعنی خدایا به فریاد امّتم برس. آری پیغمبر، پدری مهربان كه خودش پاك شده ی خدا است و به فكرخلاصی از آتش نمی باشد.

جهنّم را كه آوردند، پُلی روی آن می گذارند كه خلق باید از آن رد شود و به بهشت برسد. سه هزارسال بر روی صراط! آری. راه بهشت صراط است، امّا راه عجیب و غریبی است. از رسول خدا (صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) روایت شده: صراط سه هزارسال راه است: هزار سال صعود (سربالایی)، هزار سال هبوط (سراشیبی) و هزار سال سنگلاخ و عقرب ها و جانوران در راهند.

صراط هم شعور دارد و میفهمد. اگر مؤمنی از روی آن رد شود، راه را برایش هموار می كند و زیر پایش را خُنك و پهن می كند. امّا اگر گناهكاری پا روی آن بگذارد، زیر پایش را میلرزاند و به حدی می رسد كه از مو باریكتر و از شمشیر بُرنده تر می شود.
گذشتن خلایق ازصراط یكسان نیست. هر كس به میزان نور عقائد و اعمال صالحه اش از روی آن می گذرد. در صراط نور خاصی نیست بلكه تاریك است. آفتاب و مهتابی در كار نیست. در روز قیامت نورمحمّد و آل او یعنی نور ولایت بدرد می خورد. هركس نور ولایتش باخود اوست، نوراعمال صالح چون نماز و روزه، نورتلاوت قرآن و ذكر خدا و نور اخلاص ازهر طرف نور افشانی می كنند.
امّا اندازه ی نورها برای هر فرد متفاوت است: یك نفر نورش به اندازه ی چشم كار كردن است و دیگری یك فرسخ و سوّمی به اندازه ی اینكه جلوی پایش راببیند و یكی هم به اندازه ای نورش كم است كه تنها انگشت ابهامش نور می دهد و  افتان و خیزان است.

هنگام عبور از صراط آتشی ازدوزخ بر می خیزد و همه را احاطه می كند، كه حتّی پیغمبران را هم می لرزاند. چه بر سر ما می آید، معلوم نیست. همه به زانو در می آیند. كمترین افراد جهنّمی ازحیث عذاب كسانی هستند كه یك جفت كفش از آتش به پایش می كنند، جوری كه مغزش به جوش می آید.

در جهنّم زنجیرهایی است كه طول آن هفتاد ذرع است. آنها را به گردن دوزخیان می اندازند و آنان را روانه آتش می كنند. هیزم آتش جهنم، انسان های گناهکار و سنگ است.

ازدیگر عذاب های دوزخ و دوزخیان بادهای دوزخ است كه بسیار سمی و سوزان است كه به آن «سموم» می گویند. سموم باد بسیار سوزان و پُر حرارت است و سایه های آن، ابرهایی از آتش و دوده است که همانند باران بر سر جهنمیان می بارد . در جهنم آسیابی است که بعضی از اهل جهنم را به داخل آن می اندازند، مثل آرد، خُرد می کند و بیرون میریزد و دوباره به حالت اوّل بر می گردند. باز ملائکه آنان را به داخل آسیاب میریزند و این حالت همچنان ادامه دارد.

هفتاد هزار ملائکه از جای خود حرکت می نمایند و استخوان های اهل آتش را خُرد و گوشت هایشان را متلاشی می کنند. اهل آتش می گویند: آیا بر ما رحم نمی کنید؟ آنان می گویند: ای نادانان! چگونه ما بر شما رحم کنیم در حالی که خداوند أرحم الراحمین بر شما رحم نکرده؟ آنگاه آنان را به طرف جهنم پرتاب می کنند که هفتاد سال به طرف ته جهنم فرو می روند و در حال سقوط ، سنگ های آتش زا به پهلوهای راستشان می بندند و از طرف چپشان هم شیطانی با ایشان قرین می شود.

هفتاد پوست در بدنشان قرار می دهند که کلفتی هر پوستی بیش از اندازه است اما تا به ته جهنم برسند همه آن ها خواهند سوخت، و در بین راه و سقوط به جهنم، مارها و عقرب های آتشین، آنان را خواهند گزید تا جایی که سرشان از هیبت نیش آن ها به اندازه کوه و لبهایشان به اندازه خُرطوم فیل می شود و از سر و دماغشان چرک و خون جاری می شود و وقتی به ته جهنم برسند هفتاد جامه از آتش بر بدنشان بپوشانند و کلاهی آتشین بر سرشان بگذارند و چنان جهنّم برایشان تنگ شود که گویا میخی را به زور چکش به دیوار فرو کرده اند و از هیبت و شدّت عذاب جهنّم روحشان سیاه گردد و بدنشان بد منظر و بد هیکل گردد و ناخن هایشان مثل ناخن حیوانات دراز شود.
اینجاست که ملائکه با گرزهایی آهنین و آتشین بر سرشان بکوبند که بار دیگر به دره های عمیق جهنم فرو روند و این حالت همچنان ادامه دارد.

در شب معراج صدای عظیمی به گوش پیامبر رسید. از جبرئیل پرسید: این صدا چیست؟ عرض كرد: سنگی از لب چاهی درجهنّم افتاد. هفتاد سال در راه بود و اینك به قعر دوزخ رسید.

در قرآن چنین آمده: درآن هنگام كه آسمان شكافته می شود، همچون روغن مذاب، گلگون گردد و حوادث هولناكی رخ می دهد كه تاب تحمّل آن را نخواهید داشت.

روزی جبرئیل بر پیامبر نازل شد. همیشه بشّاش و متبسّم بود. امّا آن روز عبوس، محزون و گرفته بود. پیامبر به او فرمود: این چه حزنی است كه امروز داری؟ جبرئیل پاسخ داد: یا رسول الله، منافخ جهنّم امروز تمام شد. فرمود منافخ چیست؟ عرض كرد: به امر پروردگار جهنّم را هزار سال دمیدند تا سفید شد و هزار سال دمیدند تا سُرخ شد و هزار سال دیگر دمیدند تا سیاه شد؛ و حالا فارغ شدند.

یكی از خوراك های گنهكاران در دوزخ «درخت زقّوم» است. درختی با میوه ای تلخ تر از حنظل، و ذرّه ای ازآن گندیده تر از مُردار.
شكل خارجیش نیز بسیار وحشتناك و مهیب است. وقتی ازگلو پایین می رود، به جوش می آید. امّا به قدری گرسنگی فشار می آورد كه جهنّمیان ازآن می خورند.
از دیگر غذاهای دوزخ «ضریع» است كه علفی بد طعم و بدبو است. بدترین نوع علف است كه هیچ حیوانی از آن نمی خورد. و این خوراك دائمی آنهاست. و هر چه از آن بخورند، هرگز آنها را سیر نخواهد كرد.

از آشامیدنی های دوزخ «صدید» است، كه چرك عورت زناكاران است. ازآشامیدنی های دیگر«صمیم» است. به قدری گرم است كه هنوزداخل دهان نشده، ازشدّت گرما تمام گوشت صورت می ریزد.
از آشامیدنی های دیگر جهنّم«غسلین» است كه آب چركین و جراحت است. این آب مایع چركینی است كه یا از پوست های دوزخیان جاری می شود و یا ازچرك و خون جاری شده از زنان زناكار می باشد. این نوشیدنی، گنداب بسیار سردی است. خداوند در چند جای قرآن خبر داده است كه دوزخیان پیراهنی از آتش برتن دارند و چهره هایشان را آتش پنهان می كند.

از شُعبه های عذاب خزنه ی جهنّم است. مأیوس، تندخو و بد اخلاق، مهیب و وحشتناك.
روایت شده كه دوزخیان هفتاد سال پایین می روند و بعد دست و پا می زنند كه بالا بیایند. نزدیكی های بالا كه رسیدند، مأمورین دوزخ با گرزهایی كه به آن «مقمعه» می گویند، بر سرشان می كوبند و برگردانده می شوند.

جبرئیل به پیغمبر خبر داد كه اگر یكی ازاین گرزها را بركوه های این عالم بزنند، تا هفت طبقه ی زمین را متلاشی میكند.

امّا «غسّاق» كه یكی از عذاب های جهنّم است و در قرآن هم آمده چیست؟ جایی درجهنّم است كه 360 شُعبه دارد و هر شعبه ای 360 حجره دارد و در هر حجره ای 360 عقرب وجود دارد كه اگر كسی را بگزند، سوزش آتش جهنّم را فراموش می كند. نیش های مارهای جهنّم به اندازه ی درخت نخل است و برخی 70000 كیسه زهر دارند. و از دُم تا سر آنها سه روز فاصله است.
هنگامی كه این مارها به اهل عذاب حمله كنند، گناهكاران از ترس فرار می كنند و به رودخانه ای كه مس گداخته شده درآن جاریست، خود را می افكنند. اینها چه مارهایی هستند كه انسانها ازترس آنها حاضرند خود را در مس گداخته شده بیفكنند.


عذاب های افراد مختلف در دوزخ :

شكم پرستان و تن پروران كه مال خود را از راه حلال بدست می آورند، به شكل گاو و خر در می آیند. شكم پرستان و تن پروران كه مال خود را از راه حرام بدست می آورند، به شكل خوك و خرس درمی آیند. سخن چینان و دروغ گویان سَر خوک و بدن الاغ دارند و هزاران عذاب برآن ها نازل می شود .

ربا خواران با شکم هایی بزرگ که از بزرگی شکم قادر به حرکت نیستند و میخ کوب در زمین هستند و صبح و شب بر این ها آتش می بارد ولی اینان قادر به تکان خوردن نیستند.

شراب خواران لیوانی بدست می گیرند و تا می خواهند محتوای آن را بنوشند گوشت صورتشان درلیوان میریزد و آن را می خورند و بعد از خوردن آن لیوان گوشت بدنشان پاره پاره می شود و پوست بدنشان تبدیل به لاشه گندیده می شود و ازتعفّن آن همه زجر میبینند.

عیب جویان و هرزه زبانان دهانی مثل شتر دارند و از گوشت بدن خود قیچی می کنند و در دهانشان می گذارند و به چاه عمیقی از آتش می افتند.

رشوه خواران و رشوه دهندگان، آتش می خورند و از دهان تا نشیمن گاهشان می سوزد و از شدّت سوزش آن فریاد می زنند و این خوردن هر بار تکرار می شود .

کفّار و منافقان در تابوت های آهنی که در وسط جهنّم آویزان است، قرار می گیرند و ملائکه با شلّاق های آتشین در بالای سر آنها حضور دارند و هر لحظه بر سر و اندام آنها می زنند که اگر یک ضربه از آن شلّاق ها به آب های دریا در دنیا زده شود، از شدّت حرارت آن، همه دریا می جوشد.

کسانی که نماز عشاء را ترک کرده اند، صورت ها و سرهای آنان با سنگ کوبیده می شود.

کسانی که مال یتیمی را می خورند، آتش از دهانشان وارد و از پشتشان خارج می شود.

کسانی که از روی ریا به مساجد می روند و در آنجا غیبت می کنند، سنگ های آتشین در دهان دارند و فرو می برند و از راه دیگر بیرون می آید. هر باری که آن سنگ ها را فرو می برند، چنان فریادی می زنند که اگر اهل دنیا بشنوند هر آن هلاک می شوند.
زبان های آنان از کام گسسته می شود و در هر ساعت یکبار ملائکه های عذاب عمودهایی آتشین بر سر آنان می زنند.


طبقات و درهای جهنّم :

روزی جبرئیل بر پیامبر نازل شد. پیامبر از جبرئیل پرسید: آیا درهای جهنّم مانند درهای خانه های ماست؟ جبرئیل گفت: نه. درهای جهنّم همگی باز است و برخی پایین تر از برخی دیگر است و از هر دری تا در دیگر، هفتاد سال فاصله است كه اگر كسی بخواهد فاصله ی بین این درها را بپیماید، باید به مدّت هفتاد سال از سال های روز قیامت راه برود.
نکته دیگر اینکه: یك روزقیامت معادل 50000 سال است و درقرآن «خَمْسینَ ألْفَ سَنَةْ» به معنای 50000 سال آمده است. هریك از این درها از نظر وسعت هفتاد برابر در قبلی می باشد.
دوزخیان به طرف این درب ها رانده می شوند. وقتی كه درب ها به پایان می رسد، شعله های آتش با غل و زنجیر به سراغ دوزخیان می آید.
یكی را می بینیم كه زنجیر از دهانش وارد شده و از شكمش بیرون آمده است. دست چپ جهنّمیان را به گردن هایشان می بندند و دست راست آنان را داخل قلبشان می كنند و از پشت سر بیرون می آورند و با زنجیر می بندند. هركسی را با شیطانی در یك زنجیر بسته و او را به دوش می كشند و ملائكه با پُتک هایی ازآهن بر سر او می كوبند.

رسول خدا پرسید: این درها مخصوص چه كسانی است؟ جبرئیل گفت:
در اوّل جایگاه منافقین و خاندان فرعون و مسیحیانی كه كافر شده اند و عیسی را فرزند خدا دانستند. نام این در را «هاویه» می گویند.

در دوّم جایگاه مشركان است و نام آن در را «جحیم» می نامند.

در سوّم جایگاه ستاره پرستان است و نام آن را «سقر» می نامند.

در چهارم جایگاه ابلیس و پیروان او مجوسیان است و نام آن را «لظی» می نامند.

در پنجم جایگاه یهودیان است و آن را «حُطمه» می نامند.

در ششم جایگاه نصرانی هاست و نام آن را «سعیر» می نامند.

امّا در هفتم: جایگاه آن دسته از امّت توست كه مرتكب گناهان كبیره شده و بدون توبه از دنیا رفته اند. ملائكه آنها را به سوی آتش می كشانند، درحالی كه چهره های آنان سیاه نیست و چشمانشان كبود نیست و بر دهان هایشان مُهر نخورده و با شیطانی محشور نشده اند و غل و زنجیری بر آنها آویخته نشده است.
مردان را با ریش هایشان و زنان را با گیسوان، و موهای جلوی سرشان را گرفته و به سوی آتش می برند.
بسیاری از سالخوردگان ما موهای سفیدشان را گرفته و موی صورت جوانان را گرفته و موی فرق سر زنان را گرفته و به سوی آتش كشانده می شوند.
وقتی فرشتگان آنها را با این كیفیت به طرف جهنّم می كشانند، فریاد می زنند:«وا محمّدا». امّا وقتی مالك و فرشته ی جهنّم رامی بینند، از هیبت او نام پیغمبر را فراموش می كنند.
وقتی چشم خازن جهنّم به آنها می افتد، به فرشتگان می گوید: اینان چه كسانی هستند كه تا به حال در میان انسان ها عجیب تر از اینها ندیده بودم؟ چون اینها نه چهره هایشان سیاه گشته و نه غل و زنجیر بر گردنشان افكنده شد. فرشتگان می گویند: به ما چنین دستور داده شد. و ما چنین عمل كردیم. مالك جهنّم به آتش می گوید: آنهارا فرا گیر. آنگاه آتش همه ی آنها را فرا می گیرد. بعضی را از كف پا تا مچ، برخی دیگر را تا زانو، عده ای را تا سینه و گروه دیگر را تاحلق. آتش صورت های آنها رابه خاطر سجده و دل هایشان را به خاطر چشیدن تشنگی زیاد در ماه رمضان نمی سوزاند. وقتی این اخبار به گوش پیامبر می رسد، پیامبر سر به سجده می گذارد و عرض می كند: پردگارا. سر بر نمی دارم مگر به من اجازه ی شفاعت بدهی برای كسانی كه از امّت من درجهنّم اند. ندا میرسد: ای محمّد شفاعت كن. رسول خدا سر بلند می كند و شفاعت امّتش را می كند. و آنگاه همه به بهشت می روند.


عذاب های زنان در قیامت :

زنانی که موی سر خود را به نامحرمان نشان می دهند از موهایشان آویزان می شوند و مغز سرشان در حال جوشش است.

زنان سخن چین و دروغگو سر خوک و بدن الاغ دارند و هزاران عذاب بر آن ها نازل می شود.

زنا کاران: از فروج زناکاران آبی خارج می شود که به آن قیح می گویند و اهل جهنم از بوی بد آن معذّب هستند و دائم با سوز و حرارت تمام از فروج زناکاران بیرون می آید و آن ها را عذاب می دهد.

همجنس بازان در تابوت هایی قرار می گیرند که از هر شش طرف احاطه شده و آنگاه بر سر آن ها می زنند تا در لابه لای این میخ های فشرده شده در تابوت جای بگیرند. ازشدّت عذاب عرقشان از سراسر تابوت ها بیرون می زند و از این عرق ها بوی تعفّن شدیدی می آید که ذرّه ای از آن در دنیا چهارصد ملّت را هلاک می کند.

زنی که از حق شوهرش امتناع می ورزد را از پستان هایشان آویزان می کنند.

زنی که شوهرش را با زبان اذیت می کند را از زبانش آویزان می کنند و از آب سوزان جهنم به گلوی او می ریزند.

زنانی که خود را برای دیگران زینت می کنند، خودشان گوشت تن خودشان را می خورند.

زنانی که به وضو ، طهارت لباس ، غسل جنابت و حیض اهمیت نمی دهند، دست و پای آن ها را می بندند و مارها و عقرب ها بر آنها مسلّط می گردند.

زنی که از راه زنا بچه به دنیا می آورد کر و لال و کور است و در تابوتی از آتش قرارش می دهند که مغز سرش از سوراخ های بینی اش بیرون می آید و بدنش قطعه قطعه می شود.

زنی که خود را در اختیار مرد اجنبی می گذارد، گوشت بدن او را با قیچی های آتشین ریز ریز می کنند.

زنی که واسطه کارهای نامشروع و خلاف عفّت و عصمت قرار می گیرد صورت و دست های او در آتش می سوزد و اعضای داخلی خودش را می خورد.

زن خواننده و حسود، به صورت سگ دیده می شود و آتش از نشیمنگاهش وارد و از دهانش خارج می شود و فرشته های عذاب عمودهای آتشین بر سر و بدن او می کوبند.


کتاب مظالم ، شهید آیت الله دستغیب



forum.bidari-andishe.ir

دیدگاه شما ( )


CopyRight © OneHos.Mihanblog.com All Right Reserved